قادر
معنی انگلیسی
able able _ capable
واژههای انگلیسی با این معنی
- abler قادر، قابل، صلاحيت دار
- ablest قادر، قابل، صلاحيت دار
- almightly قادر مطلق
- versatile قادر به تغيير موضوع، بحث کننده از چند موضوع، شامل چندين چيز گردنده
- send only device دستگاهي شبيه يک ترمينال که قادر است، داده ها را به کامپيوتر ارسال کند ولي، نمي تواند داده ها را از آن دريافت کند
- thermoduric قادر به استقامت در برابر حرارت زياد، دماپاي.
- aerospace vehicle هر رسانگر کنترلي که قادر به پرواز در، هوا و فضا باشد
- power fail restart سهولتي که يک کامپيوتر را قادر مي سازد، تا پس از قطع برق به عمليات عادي خود، برگردد
- eurybathic قادر به زندگي کردن در اعماق مختلف اب.
- all weather fighter هواپيمايي که در هر گونه شرايط جوي قادر، به عمل باشد، هواپيماي همه هوايي
- landplane هواپيمايي که قادر به برخاستن از سطح زمين، که شامل برف و يخ نيز ميگردد ميباشد
- puissant توانا، قادر، مقتدر
- incapacities ناتواني، قادر نبودن، عجز
- incapacity ناتواني، قادر نبودن، عجز
- motile جنبنده، قادر بجنبش، قادر بحرکت
- cannot نتوانستن، قادر نبودن
- substitutive وابسته به تعويض يا جابجا سازي.، قادر به جانشيني، عوض و بدلپذير
- appleline يک دستگاه سخت افزاري که ريزکامپيوتر، MACINTOSH را قادر مي سازد تا با، کامپيوترهاي بزرگ شرکت IBM تبادل اطلاعات
- free swimming شناور، قادر به شنا (بعلت عدم اتصال بچيزي).
- upward compatible اصلاحي به اين معني که يک سيستم کامپيوتري، يا غستگاه جانبي قادر است هر کاري را که، مدل قبلي انجام مي داده انجام داده و علاوه
- ectogenic (در مورد باکتري)، قادر بادامه زندگي درخارج از ميزبان خود.
- abilit قدرتمند، توانا، قادر
- incapable ناتوان، عاجز، غير قادر
- omnipotent توانا بر همه چيز، همه چيز توان، قادر مطلق