قاره
معنی انگلیسی
continent landmass
واژههای انگلیسی با این معنی
- continental shelf فلات قاره، حد ساحلي فلات قاره
- continental plateau فلات قاره، کفه کرانه اي
- subcontinent شبه قاره .
- continental slope شيب قاره اي
- continental drift حرکت قاره اي، رانش قاره اي
- continental climate اقليم قاره اي
- Atlantis قاره ي اتلانتيس
- Singapore کشوري در قاره آسيا، جزيره ي سنگاپور، کشور سنگاپور
- ICBM مخفف: موشک قاره پيما
- transcontinental ازيک قاره يااقليم عبورکننده
- conus armies ارتشهاي مستقر در قاره آمريکا
- conus residents پرسنل ارتشي مقيم قاره آمريکا
- stratofortress نوعي هواپيماي قاره پيماي استراتژيکي، بمب افکن 8 موتوره
- stratojet نوعي هواپيماي بمب افکن قاره پيماي 6، موتوره
- minuteman نوعي موشک سه مرحله اي قاره پيمايي که، کلاهک اتمي حمل مي کند
- interzonal tournament تورنمنت انترزونال يا بين قاره اي شطرنج
- pangea پنجيا، کهن قاره
- mainland قطعه اصلي، قاره بدون جزيره
- intercontinental واقع در ميان چند قطعه، معمول در ميان قاره هايا اقليم ها
- pan american union اتحاديه پان امريکن، سازمان دولتهاي قاره امريکا که به سال، 1890 در واشنگتن تاسيس شد و هدف آن
- continent قطعه، اقليم، قاره
- chapultepec پيمان چاپولتپک، اعلاميه صادره از طرف شرکت کنندگان، کنفرانس کشورهاي قاره امريکا به سال
- Hindustan کشور پادشاهي هندوستان، بخشي از شمال هند ميان کوه هاي ويندهيا، وهيماليا که زبان هندي در آن رواج دارد
- atlantean مانند اطلس، قويهيکل، نيرومند