قرار داشتن معنی انگلیسی be bear locate rest sit stand واژههای انگلیسی با این معنی underlap در زير چيز ديگري قرار گرفتن، زير لبه ي چيزي قرار داشتن، از زير با چيزي لب به لب locate جاي (چيزي را) تعيين کردن، تعيين محل کردن، پيدا کردن react واکنش داشتن، برگشتن، منعکس شدن caban طرز قرار گرفتن پايه ها بصورت هرمي براي، نگه داشتن بال بالاي بدنه arrange مرتب کردن، منظم کردن، ترتيب دادن ordain مقر ر داشتن، قرار دادن، معين کردن ordainment مقر ر داشتن، قرار دادن، معين کردن idolize بت کردن، صنم قرار دادن، پرستيدن