قرن
معنی انگلیسی
century
واژههای انگلیسی با این معنی
- aeon قرن ازل، قوه ازلي
- eon قرن ازل، قوه ازلي
- centennium قرن صدساله، مدت صد سال
- centuries قرن صدساله، قرن فرنگي
- century قرن صدساله، قرن فرنگي
- cinquecento قرن شانزدهم، هنر و ادبيات ايتاليا در سده ي شانزدهم ميلادي
- seicento قرن شانزدهم
- quattrocento قرن چهاردهم.
- tricentennial هر سه قرن يک بار، هر سيصد سال يک بار، سيصد ساله
- lancers نوعي رقص قرن نوزدهم، موسيقي اين رقص
- trecento قرن چهاردهم ميلادي.
- allemande رقص آلماني در قرن شانزدهم، موسيقي همراه اين رقص که اغلب، در ابتداي قطعات موسيقي باروک نواخته
- quattrocentist نويسنده يا هنرمند قرن پانزدهم
- singspiel نمايش کمدي موزيکال قرن 18 المان.
- salade کلاه خود سبک قرن 15 بدون زره صورت.
- sallet کلاه خود سبک قرن 15 بدون زره صورت.
- neoscholasticism نهضت ادبي ادباي کاتوليک قرن نوزدهم.
- golden horde سپاهيان مغول که در قرن سيزدهم اروپاي، شرقي را مورد تاخت و تاز قرار دادند.
- jabot دستمال سينه چين دار مردان قرن هجدهم.
- Bloomsbury گروهي از نويسندگان انگليسي در قرن بيستم، که در محله ي بلومزبري با هم محشور بودند، وابسته به اين گروه
- godiva (افسانه انگليسي) زن اشرافي قرن يازدهم که، براي آنکه شوهر خود را وادار به لغومالياتهاي، سنگين بکند عريان سوار اسب شده درخيابانهاي
- Boer سفيد پوستي که نياکانش در قرن هفدهم از هلند، کوچ کردند، بوئر
- cinquecentist هنرمند يا نويسنده ي ايتاليايي در قرن شانزدهم
- physiocrats فيزيوکراتها، اقتصاددانان فرانسوي قرن، هيجده که معتقد بودند زمين و طبيعت يگانه