قطعه موسیقی
معنی انگلیسی
piece composition motet
واژههای انگلیسی با این معنی
- opus قطعه موسيقي، تصنيف، تيکه ادبي
- concerto قطعه موسيقي.
- postlude قطعه موسيقي پايان، اخر.، پسدرآمد
- offbeat قطعه موسيقي ناهماهنگ، مغاير، خل.
- opuscule قطعه موسيقي يا ادبي مختصر
- opusculum قطعه موسيقي يا ادبي مختصر
- pibroch قطعه ي موسيقي ويژه ي بگ پايپ
- theme song ملودي يا قطعه موسيقي تکرار شونده، قطعه تکراري.
- capriccio قطعه موسيقي ازاد با ضرب نشاط اور.، قطعه ي شاد و وهمانگيز
- set piece قطعه ادبي ويا موسيقي منفرد ومشخص.
- quartette قطعه موسيقي مخصوص چهارتن خواننده يا، نوازنده، گروه چهارتني که قطعه اي
- quintette قطعه موسيقي مخصوص ساز و اواز پنج نفري، پنج نفري، پنجگانه .
- pasticcqo قطعه موسيقي که ازچندين جاگرفته شده باشد، چيز درهم برهم، اش همه اجيل
- trio قطعه موسيقي براي سه تن خواننده يا براي سه، ساز، سه تن
- ostinato آهنگ کوتاه که چند بار در يک قطعه ي موسيقي، تکرار ميشود، ريتم تکراري
- fugue قطعه موسيقي که دران چندتن پشت سرهم دنباله، اوازراميگيرندکه او
- etude مطالعه، قطعه ء موسيقي کوتاه .
- allegretto نسبتا سريع بنوازيد، قطعه ي موسيقي که بايد نسبتا تند نواخته شود
- cavatina آهنگ يا آواز يک نفر، کوتاه و ساده که معمولا بخشي از اپرا است، قطعه ي موسيقي بزمي
- morceau تيکه، قطعه، قطعه ادبي يا موسيقي کوتاه
- quartet چهارقلو، چهاربخشي.، قطعه موسيقي مخصوص چهارتن خواننده يا
- sostenuto يکنواخت و پيوسته، با تاني، قطعه موسيقي که بايد با تاني اجرا شود