قطعه کوچک معنی انگلیسی morsel واژههای انگلیسی با این معنی concertino قطعه تصنيف کوچک.، تکنوازان کنسرتهاي بزرگ bolus قطعه کوچک وگردي از هر چيزي.، ماده ي حاجبي که براي سرخرگ نگاري وارد، رگ ميکنند glob ذره کوچک، قطره کوچک، گلبول inlet خليج کوچک، کنج راه، راه (دخول) sippet تکه ناني که در شير فروبرند، لقمه کوچک.، خرده