قلمه معنی انگلیسی cutting sapling shoot واژههای انگلیسی با این معنی scion قلمه، نهال، ترکه cuttage قلمه زني quickset قلمه هاي خفچه ياگياه ديگرکه درپيرامون، جايي بکارندتاپس ازروييدن درست graft پيوندگاه، قلمه، پيوند line out با خط علامت گذاشتن، (درخت کاري)، قلمه درختان رادراوردن وبصورت خط منظمي offset نو نهال، شاخه نورسته، ترکه propagator مروج، ترويج کننده، انتشار دهنده transplantation فراکاشتن، پيوند، جابجا سازي SLIP لغزش، خطا، سهو imp بچه شيطان، جني کوچک، بچه شيطان multiplied افزودن، بسيار کردن، زياد کردن multiplies افزودن، بسيار کردن، زياد کردن multiply افزودن، بسيار کردن، زياد کردن