قلنبه معنی انگلیسی dollop hunk lump nugget واژههای انگلیسی با این معنی nodulous قلنبه دار، داراي برامدگي هاي ريز. nub برامدگي، قلنبه، تکه . wispish شبيه ماهوت پاک کن يا جاروب وقشو، قلنبه . batt پنبه نامرغوب، پنبه ي قلنبه inkhorn دوات شاخي قديمي، داراي اصطلا حات قلنبه . high flown گزاف، اغراق اميز، پرطمطراق highfalutin بلند، پرطمطراق، اغراق اميز stilted سوار چوب پا، بالا ايستاده، بلند bloc بنداوردن، انسداد، جعبه قرقره