قول معنی انگلیسی assurance faith obligation pledge promise troth version word واژههای انگلیسی با این معنی parole قول، پيمان، قول شرف parolee قول، پيمان، قول شرف promise قول، وعده، پيمان behest قول، وعده، موعود word of honour قول شرف promisor قول دهنده، وعده دهنده، متعهد assumpsit تقبل يا قول، التزام، ادعاي خسارت به واسطه ي عدم اجراي citable قابل نقل قول، قابل ذکر. misquotation نقل قول غلط. pledge one's honor قول شرف دادن pledge one's honour قول شرف دادن quotation mark نشان نقل قول.، علامت نقل قول (يعني اين علائم "). quot مخفف: نقل قول direct quota tion نقل قول مستقيم، نقل عين گقته profuse of promises زياد قول دهنده indirect quotable نقل قول غيرمستقيم indirect speech نقل قول غير مستقيم، گفته کسي که تغييرات دستوري دران داده نقل، کنند direct oration گفته يا قول مستقيم indirect discourse نقل قول غير مستقيم indirect quotation نقل قول غير مستقيم promise of marriage قول يا پيمان عروسي indirect oration گفته يا قول غير مستقيم guillemot نشان نقل قول باين شکل ' '، گيومه . pledgeor دهنده ضمانت يا بيعانه يا قول.