قولی معنی انگلیسی verbal واژههای انگلیسی با این معنی acceptance by words قبول قولي promisee کسيکه با قولي داده شده است، قول گيرنده، متعهد له unquote پايان نقل قولي را اعلام کردن، پايان نقل قول debt of honour وامي که پرداخت ان بستگي به خوش قولي بدهکاراست punctuality دقت در انجام وعده، خوش قولي، عدم تخلف fidelities وفاداري، درست پيماني، درست قولي fidelity وفاداري، درست پيماني، درست قولي faithfulness وفاداري، صداقت، ايمان renege پيمان شکني کردن، پيمان شکستن، دبه کردن