قی
معنی انگلیسی
regurgitation spew vomit
واژههای انگلیسی با این معنی
- emesis قي، استفراغ
- upchuck قي، استفراغ
- woops قي، هراش
- emetic قي اور، مقي، برگرداننده
- vomitive قي آور، مقي، برگرداننده
- vomitoryt قي آور، داروي قي آور، در اروپا مدخل تماشاخانه
- puke قي کردن، استفراغ کردن، بالا اوردن
- vomit قي کردن، برگرداندن، استفراغ کردن
- barf قي کردن، بالا آوردن
- spew قي کردن
- blear قي گرفته، تار، تارکردن
- blearily قي گرفته، تار، تارکردن
- bleariness قي گرفته، تار، تارکردن
- cholerine قي واسهال، اسهال وبايي، وباي ملايم
- antemetic (داروي) ضد قي
- blear eyes چشمان قي گرفته، تارچشم
- keck صداي قي کردن دراوردن، اغ زدن، تنفرداشتن
- blear-eyed داراي چشمان قي گرفته، تارچشم
- petulancy (petulance=) بد اخلا قي، زود رنجي، کج خلقي
- trophallaxis مبادله ي خوراک از راه قي کردن، قي خوراکي، پروره رساني
- nauseous تهوع آور، قي آور، مهوع
- nauseating تهوع آور، قي آور
- regorge بالا اوردن، قي کردن، دوباره فروبردن
- qualm حالت تهوع، حالت قي، تهوع