قی کردن معنی انگلیسی heave disgorge regurgitate spew vomit واژههای انگلیسی با این معنی puke قي کردن، استفراغ کردن، بالا اوردن vomit قي کردن، برگرداندن، استفراغ کردن barf قي کردن، بالا آوردن spew قي کردن keck صداي قي کردن دراوردن، اغ زدن، تنفرداشتن trophallaxis مبادله ي خوراک از راه قي کردن، قي خوراکي، پروره رساني regorge بالا اوردن، قي کردن، دوباره فروبردن disgorge بالا اوردن، قي کردن، خالي کردن haematemesis استفراغ خون، خون قي کردن throw up بلند کردن، کناره گيري کردن از، قي کردن.- gantlet (.n):(gauntlet) دستکش، (.vt &.n) :محل تلا قي دو خط راه اهن، تلا قي کردن. retch اغ زدن، اغ، کوشش براي قي کردن cat گربه، جانوري ازخانواده گربه مانند شيروپلنگ، شلاق زدن