قید کردن معنی انگلیسی provide state واژههای انگلیسی با این معنی stipulate قيد کردن، شرط کردن، قرار گذاشتن unbind (از قيد) رها کردن release on bail به قيد کفيل آزاد کردن bail out به قيد کفيل ازاد کردن و شدن، با پاراشوت از هواپيما پريدن. unmuzzle پوزه بند را باز کردن.، از قيد و ملاحظه آزاد کردن yoke يوغ، جوغ، غل