لایه لایه کردن معنی انگلیسی bed slice stratify واژههای انگلیسی با این معنی interlaminate برهم لايه کردن austenitize سخت کردن لايه هاي آستنيتي، ساختار آستنيتيکي را سخت کردن delamination لايه لايه شدن، لايه لايه کردن، تورق resurface دوباره به سطح آمدن، روآمدن، دوباره هويدا شدن altitude tints گويا کردن نقشه، (براي نشان دادن عوارض مختلف زمين)، لايه هاي رنگ ارتفاع نما در روي نقشه weatherstrip لايه ي نارسانا سازي، نوارعايق سازي، نارسانا سازي balk مرز، زمين شخم نشده، مانع فراهم کردن براي