لباسی معنی انگلیسی dress واژههای انگلیسی با این معنی smock رو لباسي، زير پيراهني زنانه clothes tree چوب لباسي، چنگک لباس. suiting پارچه لباسي panne مخمل پست لباسي romper رو لباسي بچگانه peignoir قطيفه لباسي زنانه، لباس خانه زنانه smock frock رو لباسي کشاورزان، روپوش tabard يکجور رو لباسي کوتاه، شنل، روي زره delaine پارچه پشم (ونخ) لباسي tricotine پارچه زبر لباسي خانه خانه . parramatta پارچه سبک وزن پشم و ابريشم لباسي زنانه paramatta پارچه سبک وزن پشم و ابريشم لباسي زنانه . sewing دوزندگي، دوختن پارچه لباسي، حاشيه دوزي. voile وال، پارچه نازک لباسي زنانه . housecoat لباس خانه، لباسي که زنان درخانه مي پوشند. peeling پوست، قشر، پارچه لباسي نازک