دیکشنری فارسی

sewing

UKsouiŋbɔks US'səuıŋ

معنی فارسی

دوزندگي دوختن پارچه لباسي حاشيه دوزي.

معنی کامل و مثال‌ها

/sō´iŋ/n.

دوزندگی، دوخت، دوخت و دوز، خیاطی، سوزن‌دوزی

تعریف انگلیسی

noun
  1. joining or attaching by stitches
  2. needlework on which you are working with needle and thread “she put her sewing back in the basket”

واژه‌های دیگر با معنی «دوزندگي»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن