دیکشنری فارسی

stitchery

معنی فارسی

دوزندگي، دوخت و دوز، سوزنکاري

هرچيز سوزن دوزي شده

معنی کامل و مثال‌ها

/-ǝr ē/n., pl.

دوزندگی، دوخت و دوز، سوزن‌کاری

هرچیز سوزن دوزی شده

واژه‌های دیگر با معنی «دوزندگي»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن