stitchery
معنی فارسی
دوزندگي، دوخت و دوز، سوزنکاري
هرچيز سوزن دوزي شده
معنی کامل و مثالها
/-ǝr ē/n., pl.
● دوزندگی، دوخت و دوز، سوزنکاری
● هرچیز سوزن دوزی شده
دوزندگي، دوخت و دوز، سوزنکاري
هرچيز سوزن دوزي شده
/-ǝr ē/n., pl.
● دوزندگی، دوخت و دوز، سوزنکاری
● هرچیز سوزن دوزی شده
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن