لبه دار
معنی انگلیسی
bevel
واژههای انگلیسی با این معنی
- edgier لبه دار، تيز، زننده
- edgiest لبه دار، تيز، زننده
- edginess لبه دار، تيز، زننده
- edgy لبه دار، تيز، زننده
- circuit binding جلو لبه دار
- flanged pipe لوله لبه دار
- flange-mounted bearing ياطاقان لبه دار
- flenged beam riveting پرچکاري لبه دار
- boater کلاه حصيري لبه دار، قايقران، زورق سوار
- fore-and-aft cap کلاه دو طرف لبه دار
- labial لبي لبه دار وابسته به لبهاي فرج
- indegree تعداد لبه هاي جهت دار که به سمت يک گره، اشاره مي کند
- capped کلاه، کلاه آفتاب گردان دار و بي لبه، شبکلاه
- caps کلاه، کلاه آفتاب گردان دار و بي لبه، شبکلاه
- rhyme دوره دار کردن، زهوار گذاشتن (به)، لبه دار يا حاشيه دار کردن
- featheredge لبه ي باريک، پخ، تيزلبه
- toe point پوشش لاستيکي سفت روي لبه جلويي اسکيت، قرقره دار براي کمک به پرش
- ledge طاقچه، لبه، برآمدگي