لطف معنی انگلیسی favor good turn graciousness indulgence kindness واژههای انگلیسی با این معنی truistic عاري از لطف، بيمزه، بديهي kindness مهرباني، لطف، ملاطفت benefice درامد کليسايي، لطف، نيکي benignancyh مهرباني، لطف، خوش خيمي. thank you مرحمت سرکار زياد، لطف سرکار زياد، سپاس گزارم TLC مخفف جملات زير است:، مراقبت و توجه با لطف و صميميت و مهرباني. loving care، tender ungainliness زشتي، بي لطافت، بي لطف ungainlier زشت، بي لطافت، بي لطف ungainliest زشت، بي لطافت، بي لطف ungainly زشت، بي لطافت، بي لطف patronize تشويق کردن، نگهداري کردن، لطف داشتن در حق uninspired بي الهام، الهام نگرفته، عاري از تازگي و لطف vibes رجوع شود به vibraphone، خونگرمي، مهرباني pointless بي نوک، کند، بي موضوع unkind نامهربان، بي مهر، بي محبت unkindliness نامهربان، بي مهر، بي محبت bald طاس، بيمو، برهنه poetry شعر، اشعار، نظم winged horse شعر، نظم، اشعار cold سرد، سرماخورده، چاييده ungraceful عاري از متانت، نازيبا، نامطبوع