لغز معنی انگلیسی enigma paradox puzzle raillery riddle واژههای انگلیسی با این معنی puzzle لغز، چيستان، معما riddler لغز گو، معماگو. streamlined هوا لغز، هوا لغز شده، آب لغز satirical لغز خوان، ريزه خوان paradoxy لغز مانندي، مخالفت با عقايد عمومي cross-word جدول معمائي، جدول لغز enigma معما، چيستان، لغز porism قضيه اي که از راه حل هاي بيشماربراي يک مسئله، نشان ميدهد، لغز رياضي conundrum معما، معماي جناسي، چيستان