لنگان معنی انگلیسی halting واژههای انگلیسی با این معنی lamely لنگان لنگان، لنگ وار، بطور ناقص يا سکته دار limpingly لنگان لنگان hirple لنگان لنگان راه رفتن، لنگيدن. hobble لنگيدن، شليدن، لنگ لنگان راه رفتن haltingly تامل کنان، درنگ کنان، ازروي دودلي hopped رازک، (درجمع) ميوه رازک رازک زدن به، رازک بار اوردن