لگام معنی انگلیسی bit brake bridle control curb hold reins restraint واژههای انگلیسی با این معنی blind bridle لگام چشمبنددار checkerein لگام براي بالا يا عقب کشيدن سر اسب uberstreichen لگام را براي چند گام رها کردن براي نشان، دادن گام مرتب اسب cybernate واپادشناسي کردن، لگام شناسي کردن، لگام کردن Dionysiac وابسته به ديونيزوس و جشنواره هاي او، وحشي و لگام گسيخته، وحشي و شهواني tameless رام نشدني.، رام نکردني، لگام ناپذير unharness زره را از تن در آوردن، زين و برگ را باز کردن، بي لگام کردن unbridle برداشتن، ول کردن، لگام گسيخته کردن unbitted بي مهار، بدون دهانه، افسار گسيخته restrained خود دارانه، خويشتن دارانه، آرام