ماست معنی انگلیسی yogurt واژههای انگلیسی با این معنی a.milk ماست، شير ترش شده yogurt ماست، يوقورت catchweed علف ماست، رشدوک، گورکک goose-grass علف ماست، رشدوک، گورکک bedstraw علف ماست lady's-bedstraw علف ماست lappermilk شير بسته، ماست snow job سرهم بندي، ماست مالي. curd شيردلمه، شيربسته، ماست cleavers گورکک، رشدوک، علف ماست joint grass غاليون اصل، علف پنير، علف ماست. dairies کره سازي، شيربندي، شيرخانه dairy لبن?ات، کره سازي، شيربندي