ماورای
معنی انگلیسی
past trans-
واژههای انگلیسی با این معنی
- superphysical ماوراي جسم، ماوراي عالم مادي، ابر جسمي.
- extra-scientific ماوراي علم
- ultra-violet ماوراي بنفش
- metaphysic ماوراي طبيعت، مابعدالطبيعه، متافيزيک
- metagalaxy ماوراي کهکشان.
- transmundane ماوراي جهان مادي، فرا جهاني
- metaphsics دانش ماوراي طبيعت، علم معقولات، حکمت
- extrasensory ماوراي احساس معمولي، خارج از احساس عادي.
- metempirics حکمت ماوراي مشهودات
- metaphysician عالم علم ماوراي طبيعت، دانشمندمعقولات، حکيم
- trans- پيشونديست به معني ((از ميان)) ((در امتداد)) ((ماوراي))، که به کلمات ديگر ميچسبد.
- tramontane واقع درانسوي کوه هاي الپ، ماوراي الپ
- tranalpine واقع در انسوي کوه الپ، ماوراي الپي.
- extralegal غيرقانوني، ماوراي قانون.، مستقل از علمحقوق
- ultramundane دورتر از منظومه شمسي، ماوراي اين جهان، عقبايي
- transalpine واقع درانسوي الپ، ساکن ماوراي الپ
- extraterrestrial بيرون از محيط زمين، ماوراي عالم خاکي.
- supramundane مافوق اين جهان، ماوراي مراتب دنيوي، اسماني
- metamathematics متارياضيات، فرارياضي، ماوراي رياضيات
- transcendent برتر، فائق، افضل
- trancscendent ورارو، برتري، مافوق