مایل کردن معنی انگلیسی heel dispose واژههای انگلیسی با این معنی rompish مايل به بازي کردن با جيغ و داد و دنبال هم، دويدن rompy مايل به بازي کردن با جيغ و داد و دنبال هم، دويدن oppositive ضد، مخالف، مايل به ضديت (کردن) incline خم کردن، کج کردن، متمايل کردن Tan دباغيکردن، خرماييکردن، سوخته اي کردن leant تکيه کردن، تکيه زدن، پشت زدن slant کج شدن، مايل شدن، سرازيرشدن dun رنگ خرمايي مايل به خاکستري، سمند، بستانکاري