متحد شدن معنی انگلیسی band combine confederate conjoin team unify unite واژههای انگلیسی با این معنی realign رديف کردن، به صف کردن، آراستن band بند و زنجير، تسمه يا بند مخصوص محکم کردن، نوار accrete باهم نمو کردن، افزوده شدن، بهم افزودن associate معاشرت کردن، هم نشيني کردن، همدم شدن unionize متحد کردن بشکل اتحاديه در اوردن.، در اتحاديه عضو شدن