متشکل
معنی انگلیسی
figured
واژههای انگلیسی با این معنی
- formant متشکل، مرکب، مشتق.
- endarch متشکل در خارج، از مرکز بخارج امتداد يافته .
- stanzaic متشکل از چند بند شعر.
- tetraspore گروهي متشکل از چهار هاگ.
- bicultural وابسته به يا متشکل از دو فرهنگ، دو فرهنگي
- bipropellant سوخت راکت متشکل از دو جزء سوخت و، اکسيدکننده
- lignocellulose مواد سلولزي متشکل بافت هاي چوبي.
- recombinant موجود داراي صفات ارثي متشکل جديد.
- diarchy سيستم حکومت متشکل از دو رکن مستقل.
- multipropellant سوخت راکت متشکل از دو يا چند جزء که، بصورت مجزا به محفظه احتراق وارد ميشوند
- rollpin پيني متشکل از طومارهاي فنرهاي پيچيده، فولادي که به عنوان محور لولا بکار ميرود
- bilateral infrastructure سازمان داخلي متشکل از اعضاي دو جانبه، تشکيلات دو جانبه
- carrier striking force نيروي ضربتي متشکل از ناوهاي هواپيمابر، ناوگان هواپيمابر ضربتي
- jo-bolt نوعي پرچ با دندانه هاي داخلي متشکل از، سه قسمت
- beam column framing ساختمان با قابهاي متشکل از تير و ستون
- cluster mill فرزي که متشکل از دو نورد متحرک کوچک که، هر کدام از آنها به وسيله يک جفت نورد، بزرگ حائل و به حرکت در مي آيد
- wheatstone bridge مداري متشکل از مقاومتهاي معلوم و مجهول، که توسط آن ميتوان مقاومت مجهول را دقيقا، اندازه گيري کرد
- cellulose nitrate ترموپلاستيکي متشکل از سلولز و اسيداستيک، که در مواد منفجره دوپها و پلاستيکهاي، ساختماني بکار ميرود
- cellulose acetate ترموپلاستيکي متشکل از سلولز و اسيداستيک، که در ابريشم هاي مصنوعي فيلم لاک الکل و، غيره بکار ميرود
- warm gas thruster جت پيش راننده متشکل از گاز ذخيره شده با، فشار زياد که قبل از بيرون رانده شدن از، نازل گرم شود
- wrap-round engine موتور توربوجت متشکل از قسمت مرکزي آن که، با کانال رم جت مجزايي احاطه شده است
- cuno filter نوعي فيلتر متشکل از تعدادي ديسک که توسط، تيغه هايي ازهم جدا شده اند
- geodesic dome (معماري جديد) گنبد متشکل از سطوح هندسي.
- capacitor intel filter شبکه اي متشکل از يک خازن و يک سلف بمنظور، يکنواخت کردن خروجي موج دار رکتيفاير