متعفن معنی انگلیسی fetid foul malodorous noisome putrid reeky stinker واژههای انگلیسی با این معنی fuggy متعفن، بدبو. stinker ادم متعفن وپست، شخص نفرت انگيز. stinkin بد بو، متعفن، نفرت انگيز olid بد بو، متعفن putrefied گنديدن، متعفن شدن، پوسيدن putrefies گنديدن، متعفن شدن، پوسيدن putrefy گنديدن، متعفن شدن، پوسيدن fritillaria گل سرنگون، لاله متعفن. bilgy داراي بوي گنداب کشتي، داراي بوي متعفن. putrid فاسد (شده)، بوگرفته، متعفن fetid گنديده، بدبو، متعفن fester چرک، فساد، جراحت