متفرق کردن معنی انگلیسی dispel disperse dissipate scatter واژههای انگلیسی با این معنی dispel ازهم پاشيدن، متفرق کردن، دورکردن scatter پراکنده کردن، پخش کردن، پرت وپلا کردن disperse پراکنده کردن، متفرق ساختن، تارومارکردن