متقلب معنی انگلیسی bilker cheater crooked deceitful dirty dishonest scheming sharper unfaithful واژههای انگلیسی با این معنی cardsharp برگ زن، قمار باز متقلب. manipulator اهل دوز و کلک، سو استفاده چي، متقلب fradulent کلاهبردار، نامشروع، متقلب sharper دغل، حيله باز، متقلب ganef دزد، حقه باز، متقلب gonef شياد، دزد، متقلب deceiver گول زن، فريبنده، ادم متقلب ياکلاه بردار fraudful کلاه بردار، گول زن، حيله گر dishonest نادرست، نادرستکار، بي امانت swindler گول زن، گوش بر، (ادم) قاچاق deceitful دغاباز، حيله گر، گول زن fraudulent کلاه بردار، گول زن، حيله گر adulterant چيز جا زدني، جا زننده، پست تر کننده knave فرو مايه، ادم پست فطرت، ادم رذل knavish فرومايه، پست، پست فطرت