متمول معنی انگلیسی rich wealthy واژههای انگلیسی با این معنی opulent توانگر، متمول، دولتمند rich توانگر، دولتمند، چيزدار wealthier دارا، توانگر، دولتمند wealthiest دارا، توانگر، دولتمند wealthy دارا، توانگر، دولتمند