متنفر معنی انگلیسی allergic disgusted hater واژههای انگلیسی با این معنی abhorrent متنفر، منزجر، بيمناك disgusted متنفر، بيزار، سير abhorrer تنفركننده، متنفر، دشمن nauseate حال تهوع دادن، متنفر ساختن، بيرغبت کردن nauseatingly حال تهوع دادن، متنفر ساختن، بيرغبت کردن nauseation حال تهوع دادن، متنفر ساختن، بيرغبت کردن misogynous بيزار از زن، متنفر از زن، زن گريز loath بيميل، ببزار، متنفر resentful متغير، رنجيده، آزرده allergic وابسته به حساسيت، مبتلا به آلرژي، آزيري