مثال معنی انگلیسی example exemplar exemplification illustration instance lead model sample واژههای انگلیسی با این معنی exempli gratia براي مثال. query by example سئوال از طريق مثال example نمونه، مثال، مثل ensample نمونه، مثال، عبرت paradigm نمونه، مثال، باب illustratively چنانکه روشن سازديا توضيح دهد، با عکس يا مثال illustration شرح، توضيح، مثال exemplification تمثيل، نمونه گويي، مثال اوردن exemplum حکايت، قصيده، روايت allegorically بطورمثل، کنايه وار، رمزوار illustrate توضيح دادن، روشن ساختن، شرح دادن general grant کمک عمومي، کمک دولت مرکزي به مقامات محلي، به exemplar نمونه، سرمشق، نظير Ex بي، بدون، از market socialism سوسياليسم مبتني بر بازار، سيستم اقتصادي که در آن وسايل توليد در، مالکيت عمومي بوده اما نيروهاي بازار در impresa شعار، علامت، نشانه As چنانکه، نظربه اينکه، هنگاميکه DCE حروف اختصاري عبارتهاي Data Communications، Equpment، و Data Curcuit-terminal Equipment HSB حروف اختصاري hue-saturation-brightness (سايه رنگ، شدت رنگ، درخشندگي يا روشنايي) يک مدل رنگي مورد