مخاطب معنی انگلیسی addressee واژههای انگلیسی با این معنی accost مخاطب ساختن، مواجه شدن(با)، نزديک شدن(بهر منظوري) bespoken مخاطب ساختن، حاکي بودن از، دلالت داشتن بر addressee مخاطب گيرنده کاغذ readdress بار ديگر مخاطب قرار دادن، بار ديگر حرف زدن، دوباره پرداختن bespeak پيشترسفارش دادن، حاکي بودن از، دلالت داشتن بر betokened پيشترسفارش دادن، حاکي بودن از، دلالت داشتن بر Mister آقاي، آقا، مسيو bespoke سفارشي، قراردادي، نامزدي address عنوان، نام و نشان، سرنامه tactfulness عنوان، نام و نشان، سرنامه