مخدر
معنی انگلیسی
narcotic
واژههای انگلیسی با این معنی
- narcotic مخدر، مسکن، مربوط به مواد مخدره .
- narcotic drugs مواد مخدر
- neurotoxic مخدر اعصاب.
- narcotism اثر داروي مخدر، نشئه، کيف
- narcotin جوهر مخدر افيون، جوهر خواب آور افيون، نارکتين
- drug trafficking قاچاق مواد مخدر
- drug trafficker قاچاقچي مواد مخدر
- angel dust گرد پريان (نوعي داروي مخدر)
- narc پليس مامور مبارزه با مواد مخدر
- dopey گيج شده (بوسيله الکل يا ماده مخدر)، احمق.
- dea مخفف: اداره ي جلوگيري از مواد مخدر
- narcitic خواب آور، مخدر، داروي مخدر
- stupefactive گيج کننده، مخدر، داروياعامل مخدرگيج سازي
- stuperfacient گيج کننده، مخدر، داروياعامل مخدر
- Levo-dromoran نام تجارتي فرآورده هاي تارترات لوورفانول که ترکيبي، است ضد درد و مخدر.
- dope مايع غليظ، روغن، شربت مخدر
- stupefier بهت اور، گيج کننده، پکر کننده
- bombed مست، لول، نشئه
- hocus دست انداختن، مچل کردن، شوخي عملي کردن
- mainline راه يا مسير اصلي، شاهراه، خط اصلي