مدخل معنی انگلیسی access door entrance entry gate gateway headword intake listing mouth threshold واژههای انگلیسی با این معنی adit مدخل، راه، راهرو (درمعدن) serial port مدخل سري، درگاه ترتيبي torii مدخل معبد، طاق مدخل معبد. entry block کنده مدخل. nave portal مدخل کليسا valve seat insert مدخل نشست سوپاپ، نشيمنگاه سوپاپ filter insert دريچه يا مدخل صافي i/o port مدخل ورودي و خروجي input-output ports مدخل هاي ورودي - خروجي ostium روزنه، مدخل، دهانه . air intake سوپاپ هوا، مدخل هوا energy intake ورود انرژي، مدخل انرژي vomitoryt قي آور، داروي قي آور، در اروپا مدخل تماشاخانه inlet خليج کوچک، کنج راه، راه (دخول) gangway تخته پل، پل راهرو، گذرگاه gateway در، دروازه، راهرو vomitory رجوع شود به emetic، مخرج، برونريزگاه ingress دخول، ورود، حق دخول headword عنوان، فرنامه، تيتر entrance دخول، ورود، درامدن entrancingly دخول، ورود، درامدن access دسترسي، راه، تقرب