دیکشنری فارسی

gateway

UKgeitwei US'geıt'weı

معنی فارسی

در دروازه راهرو مدخل

معنی کامل و مثال‌ها

/gāt´wā´/n.

راهگاه، راه درب‌دار، راه جلو دروازه، هشتی

مدخل، درون راه، وسیله‌ی دستیابی

the Khyber pass was considered to be the gateway to India

گردنه‌ی خیبر راه دستیابی به هند تلقی می‌شد.

واژه‌های دیگر با معنی «در»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن