مدعی معنی انگلیسی asserter assertor claimant claimer pretender professed واژههای انگلیسی با این معنی claimant مدعي object of claim مدعي به، خواسته encumbrancer مدعي ملک، طلبکارخانه rightful claimant مدعي محق libellee مدعي عليه، شخص مورد افترا. pretender مدعي به حق، لاف زن attorneygeneral مدعي العموم attorneygeneralship مدعي العمومي pretendant مدعي خواستگار codefendant شريک مدعي عليه، همخوانده elegit حکم تامين مدعي به lord a (دراسکاتلند) مدعي العموم state attorney نماينده دولت در دادگاه مدعي العموم استان، ياکشور. state's attorney نماينده دولت در دادگاه مدعي العموم استان، ياکشور. attorney وکيل، مدعي، وکالت maintainer نگاهدارنده، مدعي. defendant مدافع، مدعي عليه public prosector دادستان، مدعي العموم know it all عالم نما، مدعي علم اليقين. right of begin حق شروع، حق مدعي در آغاز بيان ادعا در محکمه plaintiff خواهان، دادخواه، مدعي prosecutor پي کننده، تعقيب کننده، مدعي accuser تهمت زننده، شاکي، مدعي letter of attorney نيرو، وکيل، مدعي