دیکشنری فارسی

prosecutor

UKprɔsikjuːtər US'prɔsık'ju:tə

معنی فارسی

پي کننده تعقيب کننده مدعي

معنی کامل و مثال‌ها

/präs´i kyōōt´ǝr/n.

● پیگیری کننده، ادامه دهنده

● شاکی، پیگردگر، دادخواه

● رجوع شود به: prosecuting attorney

تعریف انگلیسی

noun
  1. a government official who conducts criminal prosecutions on behalf of the state

مترادف‌ها

noun
Plaintiff, accuser.

واژه‌های دیگر با معنی «پي کننده»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن