مذاکرات
معنی انگلیسی
negotiation
واژههای انگلیسی با این معنی
- peace negotiation مذاکرات صلح
- proceed with deliberations شروع مذاکرات، اقدام به مذاکره
- preliminary negotiations مذاکرات مقدماتي
- minute-book دفتر خلاصه مذاکرات
- quorum شماره کافي براي مذاکرات، حدنصاب
- parliamentary discussions گفتگوها يا مذاکرات مجلس
- cloture کفايت مذاکرات (درمجلس شورا)، راي به کفايت مذاکرات دادن.
- Hansard مجله مذاکرات رسمي مجلس انگليس
- previous question موضوع کفايت يا عدم کفايت مذاکرات
- kaffeeklatsch صحبت دوستانه يا مذاکرات غير رسمي.
- put the question مذاکرات را کافي دانستن و راي گرفتن
- hansardize (وکيلي رادرمجلس) متوجه مذاکرات جلسه پيش، خودش کردن
- goings-on اقدامات، مذاکرات، هزينه ها
- dealings معاملات، مذاکرات
- pourparlers گفتگوها، مذاکرات
- proceedings اقدامات، شرح مذاکرات.
- cartel ship کشتي مخصوص مبادله اسيران جنگي، کشتي محل مذاکرات جنگي
- course of dealing دوره خريد و فروش، زمان انجام معامله، دوره مذاکرات خريد
- closure بستن، بستگي، خاتمه
- transaction معامله، سودا، انجام
- transactional معامله، سودا، انجام
- proceeding اقدام، عمل، جريان