مذاکره کردن معنی انگلیسی bargain controvert negotiate parley treat واژههای انگلیسی با این معنی renegotiate دوباره مذاکره کردن negotiate گفتگو کردن براي معامله، مذاکره کردن، وارد معامله شدن converse گفتگوکردن، صحبت کردن، مذاکره کردن confer بخشيدن، اعطاء کردن، واگذارکردن conferral بخشيدن، اعطاء کردن، واگذارکردن pourparley جلسه غير رسمي براي مذاکره در اطراف عهد، نامه يا موافقت نامه، تبادل نظر کردن. interview ديدار (براي گفتگو) مصاحبه، گفتگو، مذاکره rumoring گفتگو، صحبت، حرف talk گفتگو، صحبت، حرف talk out بوسيله بحث شفاهي موضوعي را روشن کردن، مطرح مذاکره قرار دادن.