مربوط بودن معنی انگلیسی apply cohere deal refer regard touch واژههای انگلیسی با این معنی pertian مربوط بودن، راجع بودن pertain to مربوط بودن به . pertain وايسته بودن، مربوط بودن، راجع بودن appertain وابسته بودن، مربوط بودن، مختصاص داشتن bear on نسبت داشتن، مربوط بودن depend بسته بودن، چشم داشتن، مربوط بودن correlate بهم نسبت داشتن، بهم وابسته بودن، مربوط بهم بودن interdepend بسته بهم بودن، بهم موکول بودن، بهم مربوط بودن