مرتعش کردن معنی انگلیسی jar shake thrill vibrate واژههای انگلیسی با این معنی dirl متالم کردن، مرتعش کردن، لرزيدن. tirl کشيدن نخ، لرزاندن (بوسيله کشيدن نخ)، مرتعش کردن jar بلوني، کوزه دهن گشاد، سبو palpitate تپيدن، تپش کردن، تندزدن