مردمان معنی انگلیسی country folk folks population race واژههای انگلیسی با این معنی gentlefolk مردمان نجيب، خانواده هاي محترم، نجبا great persons مردمان بزرگ، اشخاص بزرگ، بزرگان men of old مردمان پيشين، مردم قديم who's who فهرست مردمان نامي great minds مردمان با کله يا فکور Pict مردمان غير سلتي انگليس. glitterati مردمان شيک و پولدار و معروف، چهره هاي درخشان prytaneum تالارپذيرايي سفراو مردمان محترم levy in mess نام نويسي از مردمان سالم براي جنگ، بسيج مردمان سالم به طور اجباري within living memory تا آنجا که مردمان زنده (يا معاصر) به ياد، دارند posse comitatus همه مردمان که سال انهابيشتراز 15 است وبراي، حفظامنيت فراخوانده ميشوند respecter کسي که از مردمان بانفوذ يا توانگر ملاحظه يا، صرفداري ميکند many persons خيلي اشخاص، مردمان بسيار people of quality بزرگان، مردمان متشخص villainous پست، لايق مردمان پست، فاسد vulgarities پستي، کاري که در خور مردمان پست باشد vulgarity پستي، کاري که در خور مردمان پست باشد people مردم، خلق، مردمان commons توده، طبقه عوام، مردمان متعارفي outside opinion راي مردم، عقيده مردم، راي مردمان بيرون از مجلس Aegean مربوط بدرياي اژه، اژه .، وابسته به فرهنگ مردمان عصر برنز که در جزاير peonage پادوي، فراشي، غلامي