مردی
معنی انگلیسی
manhood masculinity potency virility
واژههای انگلیسی با این معنی
- manhood مردي، رجوليت، آدميت
- virility مردي، رجوليت، قوه مردي
- wirility مردي، رجوليت، قوه مردي
- membrum آلت مردي، کير
- desex از مردي افتادن، فاقد قوه جنسي کردن.
- desexualize از مردي افتادن، فاقد قوه جنسي کردن.
- phallicism پرستش الت مردي
- phallism پرستش الت مردي
- emasculative برنده نيروي مردي، سست کننده
- emasculatory برنده نيروي مردي، سست کننده
- fado آواز مردي پرتغالي، آواز غريبي
- cornuto مردي که زنش فاسق دارد، زن قحبه، ديوث
- grass widower مردي که از زنش جدا شده، مرد بيوه .
- androsterone هورمون مردي يا آندروژن
- phallic وابسته به پرستش الت مردي، وابسته به الت رجوليت، وابسته به قضيب
- miler اسب يا مردي که ميتوانديک ميل بدود، ميل بدو
- boulevardier مردي که بيشتر وقتخود را در گردشگاه ها، و رستورانها ميگذارند، آدم ولگرد
- ladies' man مردي که علاقه زيادي بمعاشرت زنان دارد
- lady's man مردي که علاقه زيادي بمعاشرت زنان دارد
- levirate ازدواج مردي بازن برادرخود درصورتيکه آن، برادرمرده وازاوفرزندي نباشد
- man millner مردي که بکارهاي خرد و بيهوده مي پردازند
- iago اياگو (نام مردي بد طينت در نمايشنامه ي (
- co-respondent مردي که متهم بزنابازن شوهرداري بوده وباخودآن، زن يکجاموردتعيق
- masculinity نري، مردي، ذکوريت