مرور کردن معنی انگلیسی peruse review skim واژههای انگلیسی با این معنی run over لبريز شدن، مرور کردن، زير گرفتن. relive دوباره تجربه کردن، در ذهن مرور کردن، در نظر مجسم کردن go over به ان سو رفتن، گذشتن، منتقل شدن walkthrough جلسه بررسي که در آن يک مرحله از توسعه، سيستم يا برنامه براي معرفي کردن خطاها، مرور مي شود prescribe دستور دادن، مقرر داشتن، تجويز کردن taximan متصدي تاکسي کردن هواپيماها، متصدي عبور و مرور هواپيماها روي باند