مرید معنی انگلیسی disciple follower واژههای انگلیسی با این معنی henchman پيرو، مريد، هواخواه سياسي disciple شاگرد، مريد، خواري Vaishnava ويشنو پرست، مريد ويشنو follwer پيرو، تابع، شاگرد scholar دانشجو، طالب (علم)، طلبه scholarliness دانشجو، طالب (علم)، طلبه servant نوکر، خدمتکار، خادم votaries هواخواه، طرفدار، پارسا votary هواخواه، طرفدار، پارسا