دیکشنری فارسی

henchman

UKhentʃmən US'hentʃmən

معنی فارسی

پيرو مريد هواخواه سياسي پيشخدمت

معنی کامل و مثال‌ها

/hench´mǝn/n., pl.

● (در اصل) نوکر، ملازم، همرکاب، دنبال رو

● یاور مورد اطمینان، پیرو وفادار

● (سیاسی و اجتماعی - دون پایه‌ای که فقط برای هدف‌های شخصی خودش کار می‌کند) جاه‌طلب، فرصت‌طلب

● فرمانبر رییس دزدان، عامل سردسته‌ی تبهکاران، آدمکش حرفه‌ای، هر یک از پیروان رهبر ستمگر، سرسپرده‌ی رهبر

Stalin and his henchmen

استالین و عمالش

a car full of his armed henchmen followed behind him

اتومبیلی که مملو ازدار و دسته‌ی مسلح او پر بود در عقب او حرکت می‌کرد.

تعریف انگلیسی

noun
  1. someone who assists in a plot

مترادف‌ها

noun
Retainer, follower, supporter, servant, attendant.

واژه‌های دیگر با معنی «پيرو»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن