دیکشنری فارسی

pursuivant

معنی فارسی

پيرو دنباله رو نديم همراه معاون

معنی کامل و مثال‌ها

/pu_r´si vǝnt/n.

● پیرو، دنباله رو، ندیم، همراه

● (انگلیس - اداره‌ی نشان‌های اشرافی) معاون

مترادف‌ها

noun
1. Follower, attendant.
2. State messenger.

واژه‌های دیگر با معنی «پيرو»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن