مزد معنی انگلیسی consideration earnings hire pay remuneration wage واژههای انگلیسی با این معنی wage مزد، دستمزد، اجرت wage level سطح مزد wage share سهم مزد mercenary مزد بگير، مزدور، پولي money wage مزد پولي nominal wage مزد اسمي feather bedding مزد تنبلي، مقصود حقوقي است که به اشخاص بي علاقه به، کار يا کساني که از کار مي دزدند پرداخت real wage مزد واقعي wage earners مزد بگيران، حقوق بگيران daily pay مزد روزانه daily wage مزد روزانه wage incentive انگيزه مزد wage price guideline راهنماي مزد، قيمت d. wages مزد دوبرابر date labour کار روز مزد just wage مزد عادلانه day laborer کارگر روز مزد، روز کارگر. wage tax ماليات بر مزد nonflexible wage مزد انعطاف ناپذير wages tax ماليات مزد و حقوق overpay بيش از حق مزد دادن، بيشتر ارزيدن multure (درآسياب) مزد جنسي wage rigidity انعطاف ناپذيري مزد payroll tax ماليات بر مزد و حقوق